|
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 11:47 توسط سودابه |
وقت رفتن نمیخوام ببینمت میدونم ببینمت کم میارم اگه یک لحظه فقط نگام کنی دلمو پشت سرم جا میزارم اگه خونسرده نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته میشه وقت رفتن نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمیشه میدونم هر جای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه + نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386 20:12 توسط سودابه |
به آخرش رسیدم به عشق تو رسیدم ولی باختم آرزوم داشتنت بود همیشه موندنت بود ولی باختم دیگه هیچی مهم نیست دیگه بهانه ای نیست دیگه رفتم . . . + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 22:30 توسط سودابه |
از پشت شیشه می دیدم . دستاش توی دست تو بود دیگه بهم دروغ نگو . نگو پیشت کسی نبود نگو که باور ندارم . حرفای عاشقونتو جمع کن ببر از دل من . اون عشق بچه گونتو برات یه بازیچه بودم . تو لحظه های بی کسی گفتی فقط منو داری . دل نمی دی به هیچ کسی اما فراموشت شده . حرفایی که بهم زدی گفتی به من عشق منی . دیدی به من نارو زدی اگه نمیدونی بدون . دلم شکسته از دلت نفرین قلب عاشقم . همیشه هست پشت سرت برات یه بازیچه بودم . تو لحظه های بی کسی گفتی فقط منو داری . دل نمی دی به هیچ کسی ... + نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 23:31 توسط سودابه |
قرار نبودعاشق بشی بری سراغ دیگری کاش از چشات خونده بودم. دیده بودم. بازیگری ... چشام میترسه از چشات که خالی از صداقته به کی بگم درد دلی که سهم اون خیانته + نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 1:18 توسط سودابه |
سهم من از تو دوریه. تو لحظه های بی کسی قشنگیه قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 21:34 توسط سودابه |
کاش از اول میدونستم منو دوستم نداری به دلم دل نمیدی تا که جلوم کم نیاری من گرفتار تو بودم تو به فکر دیگری تازه فهمیدم که از هر چی دله دل می بری ... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 21:25 توسط سودابه |
من بی پناهم.تو بی گناهی دل به تو دادم چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر نقاشیم را بگذارو بگذر تو این نبودی من بد کشیدم آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی من بی پناهم ایمن بمانی از اشک و آهم + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 12:42 توسط سودابه |
نزار دستاتو توی دستام برو با همون که تو بودی برو با همون که تو هستی تو ترانه هی می سرودی باز نگاه نکن تو چشمام که چشماتم واسه اونه برو برو بی خیالش باش دلم یه دریا دریا خونه باز نخند برای این دل خنده هاتم آخه عذابه برو با همون که تو بودی فکر می کردم که یه خوابه تو نزار سر روی شونه هام که واست جایی من ندارم زندگیمو سوزوندی و رفتی بزار آروم اشک ببارم... + نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386 23:26 توسط سودابه |
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت نفرین به اون نگاه که عشق تو سرنوشت من نوشت نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو + نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386 23:13 توسط سودابه |
|
| ||||||